أحمد بن حامد كرمانى
مقدمه 22
تاريخ افضل ( بدايع الأزمان في وقائع كرمان ) ( فارسى )
حافظ ابرو اثرى از تاريخ ملك دينار و جانشينان او نيست تا با مقابله و مطابقهء عبارات ، مطلب را روشن كنيم ، ما را عقيده بر اينستكه اين جزو از تاريخ نيز دنبالهء بدايع الازمان تصنيف و انشاء شخص افضل الدين كرمانى است و براى اظهار اين مطلب قرائنى داريم : با اينكه محمد بن ابراهيم در قسمت اول تاريخ ، صريحا اقتباس از بدايع الازمان را متذكر است و ميگويد : « . . . و خود افعال و اقوال ايشان به چشم و گوش خود ديده و شنيده در تاريخ بدايع الازمان فى وقايع كرمان كه بتاريخ افضل شهرت يافته ذكر كرده . چون بر قول او اعتماد است اكثر احوال اولاد قاورد شاه از تاريخ او استخراج شده در قلم مىآيد . » باينقدر اكتفا مىكند كه « احوال اولاد قاورد شاه از تاريخ او استخراج شده در قلم مىآيد . » با اين گفتار محمد بن ابراهيم به نظر ميرسد كه بدايع الازمان فقط تاريخ سلاجقهء كرمان باشد و اولاد قاورد ؛ و وى فقط تاريخ سلاجقهء كرمان را از تاريخ افضل استخراج كرده باشد ، در صورتى كه واقعا چنين نيست و تاريخ بدايع الازمان بتاريخ آل قاورد تمام نشده است و افضل الدين ، تاريخ پس از برچيده شدن دستگاه سلجوقى را در كرمان تا آنجا كه حيات داشته و خود ناظر و شاهد و دست در كار اعمال ديوانى كرمان بوده ؛ برشتهء تحرير كشيده است . زيرا كه در عقد العلى للموقف الاعلى كه بسال 584 آن را تصنيف كرده است ؛ پيش از ذكر محاسن و مآثر ملك دينار ، قسم اول از پنج قسم كتاب را « در ذكر دولت آل سلجوق و ايام فترت ملك كرمان » و آن را مقدمهء تاريخ ورود ملك دينار كرده است و در آن قسم ، و نيز در قسم تاريخ ملك دينار ، بسيارى از مطالب و حتى الفاظ و عبارات ، مشابه با مطالب متن تواريخ آل سلجوق محمد بن ابراهيم و خاتمهء آن مىباشد و چنين به نظر ميرسد كه هنگام تصنيف بدايع الازمان كه ظاهرا سال 606 يعنى بيست و دو سال بعد از تصنيف عقد العلى است ؛ براى تدوين مطالب تاريخ بدايع الازمان به تصنيف ديگر خود يعنى همان عقد العلى مراجعه و رؤس مطالب تاريخ سلاجقهء كرمان را از آن اقتباس كرده باشد و چون تصنيف تاريخ عمومى كرمان را منظور داشته است ، در ذكر مطالب ، همانها را شرح و بسط داده باشد . البته اگر گاهى در ذكر مطلبى ، در بدايع الازمان عين الفاظ و عبارات عقد العلى را تكرار كرده باشد ، نميتوان بر او خرده گرفت ؛ چه نويسنده هر قدر زبردست ، و منشى هر اندازه توانا باشد ؛